سلام و پوزش و از همتون یه دنیا معذرت
چرا اینطوری نگاه می کنید خوب بعضی وقتا یه کارایی پیش میاد که وقت سر خاروندن نمیذاره چه برسه به آپ کردن
چند روز پیش یه نفر بهم گوش زد کرد که آپ کنم و بهم گفت :" نه به اون اوایل کارتون که روزی چند دفعه اپ می کردین نه به حالا که به زور ماهی 2_3 بار آپ میکنید ."
از اونجایی که من دختر منطقی و گوش حرف کنی هستم ( وای خدا جون
!!! ) سریعا نشستم پشت رایانه ( فارسی را پاس بداریم ) و یکی از اون آپ های خوشگلمو آماده کردم واستون که بخونید و به به و چهچه کنید .
اگه بد بود ببخشید دیگه آخه خیلی وقته از این کارا نکردم یادم رفته . تازشم منو شادی جون این همه زحمت میکشیم آپ میکنیم و خواب و خوراک نداریم خوب بیاید نظر بدید . 
--------------------------------------------------------------------------------------------
اگر تو نبودی
عشق به چه کار می امد و بهشت را شب و روز برای که می اراستند ؟
اگر تو نبودی
هیچ کلمه ای به دنیا نمی امد و شاعران لب به سخن نمی گشودند
اگر تو نبودی
دل ها در پستوی فراموشی و در شبستان خاموشی می پو سیدند
اگر تو نبودی
من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمی گذاشتم
اگر تو نبودی
چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می اموخت و کدام دست موهایم را شانه می زد ؟
اگر تو نبودی
چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت ؟
اگر تو نبودی
چه کسی گاهواه ام را بین کهکشان و ملکوت تکان می داد و برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت ؟
اگر تو نبودی
چه کسی مرا با پروانه های عاشق و سنجاقک های مهربان اشنا می کرد ؟
اگر چشمان تو نبود ... اگر دستهای تو نبود ... اگر اواز نرم تو نبود ... اگر لبخند تو نبود
بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست .
تو بودی که با ابرها و رنگین کمان برایم جامه دوختی و رویا هایم را در اغوش گرم خود جای دادی .
تو بودی که تک تک سلولهایم را به عطری که از بال و پر جبرئیل می چکید اغشتی و برای استخون های
کوچکم لالایی خواندی .
تو بودی که دست مرا در دست فرشتگان گذاشتی و به انها گفتی که حتی یک لحظه از من جدا نشوند .
اگر تو نبودی
اگر تو را نمی دیدم
این چشم ها به چه کار می امد ؟؟