تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سکسکه قرن



سکسکه قرن  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



Powered by  MyPagerank.Net
 

نويسنده :


 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :


 


طراح قالب :

گالري قالب وبلاگ



 سلام و پوزش

سلام و پوزش و از همتون یه دنیا معذرت

 

  چرا اینطوری نگاه می کنید خوب بعضی وقتا یه کارایی پیش میاد که وقت سر خاروندن نمیذاره چه برسه به آپ کردن

چند روز پیش یه نفر بهم گوش زد کرد که آپ کنم و بهم گفت :" نه به اون اوایل کارتون که روزی چند دفعه اپ می کردین نه به حالا که به زور ماهی 2_3 بار آپ میکنید ."

از اونجایی که من دختر منطقی و  گوش حرف کنی هستم ( وای خدا جون !!! ) سریعا نشستم پشت رایانه ( فارسی را پاس بداریم ) و یکی از اون آپ های خوشگلمو آماده کردم  واستون که بخونید و به به و چهچه کنید .

اگه بد بود ببخشید دیگه آخه خیلی وقته از این کارا نکردم یادم رفته  . تازشم منو شادی جون این همه زحمت میکشیم آپ میکنیم و خواب و خوراک نداریم خوب بیاید نظر بدید .

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

اگر تو نبودی

 

عشق به چه کار می امد و بهشت را شب و روز برای که می اراستند ؟

 

اگر تو نبودی

 

هیچ کلمه ای به دنیا نمی امد و شاعران لب به سخن نمی گشودند

 

اگر تو نبودی

 

دل ها در پستوی فراموشی و در شبستان خاموشی می پو سیدند

 

اگر تو نبودی

 

من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمی گذاشتم

 

اگر تو نبودی

 

چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می اموخت و کدام دست موهایم را شانه می زد ؟

 

اگر تو نبودی

 

چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت ؟

 

اگر تو نبودی

 

چه کسی گاهواه ام را بین کهکشان و ملکوت تکان می داد و برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت ؟

 

اگر تو نبودی

 

چه کسی مرا با پروانه های عاشق و سنجاقک های مهربان اشنا می کرد ؟

 

اگر چشمان تو نبود ... اگر دستهای تو نبود ... اگر اواز نرم تو نبود ... اگر لبخند تو نبود

 

بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست .

 

تو بودی که با ابرها و رنگین کمان برایم جامه دوختی و رویا هایم را در اغوش گرم خود جای دادی .

 

تو بودی که تک تک سلولهایم را به عطری که از بال و پر جبرئیل می چکید اغشتی و برای استخون های

کوچکم لالایی خواندی .

 

تو بودی که دست مرا در دست فرشتگان گذاشتی و به انها گفتی که حتی یک لحظه از من جدا نشوند .

 

اگر تو نبودی

 

اگر تو را نمی دیدم

 

این چشم ها به چه کار می امد ؟؟

 

 

 

 

 



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط آنوشکا

 لينك باكس

 




 

درباره وبلاگ :






 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد ها :

گالري قالب وبلاگ
آموزشکده کامپیوتر
آرامش خیال _ هر جزری را مدی است
شوکران شب
سکوتی پر راز
عشق پاک
پرستوی مهاجر
ساحل درون
غریبانه (به یاد غریبی امام زمان)
افق
دست نوشته هاي يه دل
سکوت شب
آذرخشانی رو به خاموشی
ستاره دریا
داستان ، شعر و .... _ سروش
بهای عــــشــــق....مرداب تنهایی
صبح بهاری
پله پله تا معبود
قلبهای نا آرام
باران عشـــــــــق
عشق بی منتها
شعر و ادب پارسي
آرزو جون
اسمتو بگو ببین چه جونوری هستی
حرف ناگفته
عشق
هستی
کومه عشق
بوسه باران
الیکا جونم
شادی جونی
قندونک_فاطیمای عزیز
فاطیما جونم
مونای عزیز...دیاری دیگر
مــــــــــــــــارال جون
هشت بهشت
ملیکا جونی
داداش مهدی
کهکشان دل_آیــــــــــــدا جون
تنهائی های من- الـــــــــمیرا
فرشته ی عشق - آیـــــــدا جون
جهنم سرگردان
باران عشق
ورود با کفش های سياه ممنوع!
تو را من چشم در راهم

ماهی گیر ثروتمند

مهمان
" سکوت..."
خاك عاشق است
خسته ام
روزگار
یادگاری
من می روم اما به او بگویید دوستش دارم،
می خواهم ترک کنم
عشق
مهمان مامان
سلام و پوزش
گاه
ایول خانم ها
غم تنهایی
گل و شاپرک
چند جمله ای
انسان به جای حیوان

انجمن طراحان ايران

آرشيو پيوند هاي روزانه